نوشته شده توسط : padidehtabar

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته بود و کلاه و تابلویی را در جلوی پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته شده بود: "من کور هستم لطفا کمک کنید".

 

 حکایت فرد خلاق و مرد نابینا
برای مشاهده ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید



:: بازدید از این مطلب : 38
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 01 دی 1395 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران