عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
از پشت پنجره بيرون را نگاه مىكردم. نسيم خنكى از درز پنجره خودش را كشيد تو بغلم. مورمورم شد. پائيز خيلى زيباست.برگها ميريزند. زرد ميشوند و ميريزند. مثل من، مثل تو، مثل همه آدمها، همه زرد ميشوند، همه ميريزند، آسمانزيباست، وقتى مىبارد زيباتر مىشود .مثل خانه ما، مثل ليلا، وقتى گريه مىكرد زيبا مىشد .ابرها را تماشا مىكنم خيلىقشنگاند .مثل صورت مادرم، مثل صورت ليلا...
RSS